6 مرداد 1397 مقالات

ویژگی های یک ترجمه خوب

امروزه ترجمه ابزاری است برای آگاهی از آخرين دستاوردهای علمی و فنی و تبادل اطلاعات فرهنگی، هنر و ادبی، آگاهی از اوضاع سیاسی و اقتصادی جهان، مبادلات اقتصادی و تجارت و آگاهی از افكار و انديشه های پیشینیان و گذشتگان.

ترجمه به دو شکل صورت می گیرد:

  • ترجمه متن شفاهی
  • ترجمه متن کتبی

ترجمه مکتوب به صورت نوشتاری برمی گردد در صورتی که ترجمه شفاهی زمان کمتری صرف می کند و به صورت گفتاری به شخص منتقل می گردد.

ویژگی های بسیاری را می توان برای یک ترجمه متون خوب برشمرد و عوامل تاثیرگذار زیادی در گیرایی و روانی ترجمه دخیل هستند. در ترجمه بایدعناصر زبانی زبان مبدا توسط عناصر زبانی زبان مقصد جایگزین شوند به گونه ای که پیام منتقل شود و در معنا تغییری ایجاد نشود. اصولی هستند که در کار ترجمه باید رعایت شوند و بستگی به ظرافت، دقت و تخصص مترجم دارند.

در ترجمه هرمتنی جدا از اینکه چه محتوایی دارد، اصل رعایت و حفظ اصالت متن اصلی بسیار مهم است . بهتر است اینطور گفته شود که یک مترجم خوب و متخصص در درجه اول امانتدار خوبی باید باشد. شرط اصلی در کار ترجمه این است که مترجم بايد به متن اصلی وفادار باشد و اگر مترجمی می خواهد توضيحی اضافی و فراتر از متن اصلی ترجمه ارائه دهد، باید آن را در حاشيه و پاورقی درج كند.

شخصی که یک متن را ترجمه می کند باید نسبت به متن آگاهی کامل داشته باشد، یعنی باید دقیقا بداند نویسنده متن در مورد چه موضوعی صحبت می کند و هدفش چیست؟ مرحله اول درک مطلب است و در مرحله دوم آغاز ترجمه متن.

از نظر همه ی اهل فن، ترجمه ی خوب و موفق ادبی آن ترجمه ای است که بتواند به پرسش های هفتگانه ی زیر پاسخ مثبت بدهد:

  1. آیا ترجمه، مفهوم متن اصلی را رسانده است؟
    پاسخ درست به این پرسش در درجه ی نخست بستگی به این دارد که مترجم نه تنها به زبان خود از دید ادبی وارد باشد تا بتواند مفهومی را که از متن خارجی گرفته است به طرز درستی به زبان خود بیان کند، بلکه باید چه با معلومات اکتسابی خود در تحصیل زبانی که از آن ترجمه می کند و چه از راه کمک گرفتن از کتاب های فرهنگ، مفهوم درست متن را دریابد.

  2. آیا لحن نویسنده حفظ شده است؟
    نویسندگان همه مثل هم نیستند و سبک نگارش و زبان ایشان به تناسب ویژگی های روحی و فکری و اخلاقی شان با هم فرق می کند. این ویژگی های روحی و فکری و ذوقی نویسندگان بی شک در نوشته های آنان بازتاب می یابد.

  3. آیا مترجم زبان خاص و متناسب با متن را دریافته است؟
    یک نویسنده ادبی و کتابی و دیگری عامیانه می نویسد، یکی نثرش زیبا و شاعرانه است و دیگری خشک و روزنامه ای است. مترجم باید حواسش را جمع کند و زبان متناسب با نوشته ی اصلی را بیابد.

  4. آیا مترجم واژه های درست و دقیق و خوش آهنگی به جای واژه های متن اصلی برگزیده است؟
    واژه ها در زبان های خارجی نیز همچون زبان فارسی معنی های متعدد دارند و گاه برعکس، برای یک معنی واحد واژه های گوناگون هست.

  5. آیا مترجم در ترجمه ی خود، دستور زبان را رعایت کرده است؟
    درست بودن هر نوشته بسته به آن است که در آن اصول و قاعده های دستور زبان رعایت شده باشد، وگر نه، آن نوشته غلط و از دید ادبی بدون ارزش خواهد بود.

  6. آیا طول کلام یا برعکس، ایجاز نویسنده ی اصلی رعایت شده است؟
    این مساله به امانت در ترجمه مربوط می شود. گاه پیش می آید که نویسنده ی اصلی مطلبی را در یک کلمه یا در یک جمله ی کوتاه بیان کرده است. ولی می بینیم که مترجم آن را برای ادای مقصود کافی ندانسته و به شرح و بسط آن می پردازد که البته به خود نویسنده ربطی ندارد و مترجم از خودش آورده است.

  7. آیا به نقطه گذاری (نشانه های نگارشی) اهمیت لازم داده شده است؟
    اصول نقطه گذاری و به کارگیری نشانه های نگارشی از هنگام آشنایی با ادبیات خارجی، در نوشته های فارسی نیز وارد شده و لازم است که مترجم در متن خود آن ها را رعایت کند تا جمله های پرسشی از جمله های تعجبی و تحسینی تمیز داده شود و معلوم شود که جمله در کجا به پایان رسیده است.

از مجموعه ی اصول و قاعده ها، چنین نتیجه می گیریم که به طور کلی کار ترجمه خوب دارای دو بخش بنیادی است:

  1. یافتن مفهوم و پیام بیان شده در متن مورد ترجمه.
  2. یافتن لحن و سبک نویسنده و بازتاب دادن آن در متن ترجمه.

بخش نخست را “معادل مفهوم” و بخش دوم را “معادل سبک” می نامند و مجموع آن ها “معادل کامل متن اصلی” خوانده می شود.

پس از پایان ترجمه، یک بار خودتان به عنوان یک خواننده به قصد فهم معانی و پیام‌های نوشته، آن را بخوانید، ببینید چه می ‌فهمید؟ حتی بهتر است متن ترجمه شده را به فرد دیگری بدهید تا بخواند و نظر بدهد و بتوانید کیفیت ترجمه خود را بالاتر ببرید.

ترجمه خوب می تواند تعاریف مختلفی از دیدگاه افراد مختلف داشته باشد که تمامی آنها نیز کاملا درست است.

از دیدگاه بعضی از مترجمان معروف جهان: ترجمه خوب عبارت است از نزديكترين معادل در زبان مترجم برای مطلب مورد نظر، با حفظ مشخصات متن اصلی تا آنجا كه ظرفيت زبان اول ايجاب كند و عجيب و دور از ذهن به نظر نرسد.

Mollanazar (2001) says:

“A good translation is one which conveys the same message accurately, naturally and clearly”.

دلی فیتس (Duddly Fits) می گوید:

«ترجمه خوب عبارت است از نزدیک‌ترین معادل در زبان مترجم برای مطلب مورد ترجمه، با حفظ مشخصات متن اصلی تا آنجا که ظرفیت زبان اول ایجاب کند و عجیب و دور از ذهن ننماید».

موریس نادو (Maurice Nadeau ) معتقد است:

«یک ترجمه خوب در درجه اول باید ترجمه گون نباشد، به عبارت دیگر مترجم با سلاست و روانی و حفظ کیفیات متن اصلی آن را به زبان دوم برگرداند».

نورتروپ فرای (Northrop Frye ) می‌گوید:

«ترجمه خوب آن است که مفاد متن اصلی را بازگو کند. نوع دیگر ترجمه نیز وجود دارد که خلق دوباره متن است و بنابراین می‌‌توان آن را اثری مستقل و جداگانه محسوب کرد».

ارنست سمیونز (Ernest Simmons ) نیز می‌گوید:

«ترجمه خوب، ترجمه‌ای است که مفهوم و پیام متن اصلی را به علاوه فرم (شکل بیان) تا سر حد امکان حفظ کرده باشد».

طاهره صفارزاده می گوید یک مترجم خوب آن است که دارای چند ویژگی باشد:

  1. مفهوم متن اصلی را برساند.
  2. لحن نویسنده در آن حفظ شده باشد.
  3. مترجم زبان خاص و متناسب را دریافته باشد. (سبک)
  4. واژگان درست و دقیق را انتخاب کرده باشد.
  5. متن ترجمه شده از نظر دستوری با متن اصلی تطابق داشته باشد.
  6. در برگرداندن جملات طول کلام نویسنده رعایت شده باشد.
  7. به علایم نگارشی و نقطه گذاری توجه شده باشد.

یوجین نایدا(1974) می گوید:

«ترجمه خوب ترجمه ای است که در آن مترجم توانسته باشد برای متن زبان مبدا نزدیکترین و مصطلح ترین معادل را در زبان مقصد بیابد. در چنین ترجمه ای نخست انتقال درست معنا مهم شمرده می شود و سپس رعایت سبک».


مطالب بیشتر:

برچسب ها