25 فروردین 1397 مقالات

انتخاب راه کارها در مترجمی همزمان

راه کارهای مختلف انتخاب های مستقل، قطعی و منحصر به فرد نیستند.

مترجم شفاهی اغلب از روندهای موفقیت آمیز بی شماری در رویارویی با یک مشکل خاص استفاده می کند.

برای مثال او می تواند رمزگشایی یا بومی کردن را به کار ببرد.

در حالی که در جستجوی راه حلی در حوزه ی واژگانش است،

موقتا از روش حذف برخی از واژگان استفاده کند در حالی که منتظر راه حل پیشنهادی مناسب از جانب همکار دیگرش است.

او همچنین می تواند اگر زمان دارد یک واژه را همان طوری که هست بازسازی کند سپس آن را توضیح دهد

یا از راه کار یک یا دوبار حذف کردن استفاده کند سپس اگر دوباره واژه ظاهر شد

برای بالا بردن بازده کارش از راه کار دیگری استفاده کند.

به نظر می رسد اساسا انتخاب راه کار ها بر اساس سه قانون انجام می پذیرد

که اهمیت نسبی آن ها کاملا تحت تاثیر پارامترهای روان شناسی است:

جستجوی بهترین بازده اطلاعاتی فوری:

ترجمه ی شفاهی اساسا فراگیری و بازسازی محتوای شناختی است.

در همایش های فنی مترجمان شفاهی به وضوح دریافتند که اولین وظیفه آنها منتقل کردن اطلاعات است

و برای این منظور باید موثرترین راه کار را انتخاب کنند.

این قانون ضامن راه کارهایی است که امکان بازسازی کامل اطلاعات را فراهم می کند،

نسبت به راه کارهایی که در آن انتقال اطلاعات ناقص یا ناپایدار است.

قانون کمترین تداخل:

این قانون روی تاثیر انتخاب راه کار در بازسازی ادامه ی بدون مکث گفتمان اصلی متمرکز می شود.

این اثرات نتیجه ی انرژی و زمان صرف شده توسط راه کار به کار رفته است.

با نگاه به قانون کمترین تداخل،

برای مثال حذف که در آن بازده اطلاعات صفر است نسبت به توضیح دادن که به زمان و انرژی زیادی احتیاج دارد

ولی بازده اطلاعات در آن بالاتر است، در جایگاه بالاتری قرار دارد.

قانون کمترین تلاش:

در این قانون فن ترجمه در نظر گرفته نمی شود اما تاثیر آن بر بخش عمده ی فعالیت های انسانی و به خصوص در زبان متمرکز است.

قانون کمترین تلاش قطعا فنونی را در اختیار قرار می دهد که نیاز به صرف کمترین انرژی دارند.

خاطرنشان می شود که تنها فنی که بهترین راه حل مربوط به این سه قانون دیگر را ارائه می دهد

کمک گرفتن از همکار غیر فعال در گروه هایی است که سه یا چهار مترجم دارند.

مترجم شفاهی کم و بیش به طور ارادی این سه قانون را رعایت می کند.

اهمیت نسبی هر کدام از این قوانین با توجه به عوامل روانشناسی و دستورالعمل های کاری که اصول آنها حائز اهمیت است،

متفاوت است.

وجدان کاری به دو قانون اول برتری می دهد که بازده اطلاعاتی بهتری از قانون سوم دارند.


مطالب مرتبط:

برچسب ها